وقتی جنگِ فضا، گردش توپ را از بین برد؛ چرا پرسپولیس از ریتم افتاد؟

پرسپولیس در هفته سوم لیگ برتر فوتبال با نتیجه یک بر صفر به تراکتور تبربز باخت و دست خالی به تهران بازگشت.

به گزارش مشرق، پرسپولیس در دو هفته نخست لیگ تصویری امیدوارکننده از یک تیم مسلط بر توپ و ریتم بازی ارائه کرده بود؛ تیمی که می توانست با گردش توپ، جابجایی بازیکنان و پاس های رو به جلو، حریف را به عقب براند اما برابر تراکتور، داستان متفاوت بود. شاگردان تارتار در مسابقه ای که تا دقیقه 90 بدون گل دنبال شد، مالکیت خود را به اندازه دو بازی قبل به پیشروی و موقعیت تبدیل نکردند و در نهایت در آخرین دقیقه، سه امتیاز را از دست دادند.

اگرچه اشتباه دانیال ایری عامل مستقیم شکست بود، اما برای تحلیل این مسابقه نباید همه چیز را به همان صحنه خلاصه کرد. سؤال اصلی این است که چرا پرسپولیس نتوانست برابر تراکتور همان گردش توپ و ریتمی را ایجاد کند که در دو بازی قبلی از آن دیده بودیم؟ پاسخ را باید بیش از هر چیز در «فضا» جستجو کرد. پرسپولیس توپ داشت، اما فضای بازی را نداشت. تفاوت مهم این مسابقه با دو بازی قبلی پرسپولیس، نحوه دفاع تراکتور بود. تیم جواد نکونام با کاهش فاصله خطوط و محدود کردن فضای بین بازیکنان، اجازه نداد پرسپولیس با آزادی معمول خود توپ را به گردش دربیاورد.

در فوتبال، مالکیت توپ به تنهایی به معنای کنترل بازی نیست. آنچه اهمیت دارد، مالکیت همراه با فضا، زمان و امکان پیشروی است. پرسپولیس در بخش هایی از بازی توپ را در اختیار داشت، اما تراکتور فضای قابل استفاده را از این مالکیت گرفت. بازیکن صاحب توپ معمولاً با گزینه های محدودی روبرو بود و زمان تصمیم گیری نیز کوتاه تر از دو مسابقه قبلی شد. به همین دلیل توپ حرکت می کرد، اما بلوک دفاعی تراکتور الزاماً جابجا نمی شد. این تفاوت، دلیل مهمی برای اُفت ریتم پرسپولیس بود.

3_3_4 برای حفظ مرکز زمین

تارتار برای این مسابقه با ساختاری وارد زمین شد که یکی از اهداف اصلی آن، حفظ کمربند میانی بود. حضور پوریا لطیفی فر را می توان در همین چارچوب ارزیابی کرد؛ پرسپولیس نمی خواست مرکز زمین را در اختیار تراکتور قرار دهد. این تصمیم، به خصوص در یک مسابقه بزرگ، تصمیمی قابل دفاع بود اما هر انتخاب تاکتیکی هزینه ای هم دارد. وقتی تعداد بیشتری از بازیکنان برای حفظ تعادل در میانه زمین باقی می مانند، در لحظه انتقال از دفاع به حمله، تعداد نفراتی که می توانند بلافاصله خود را به خط آخر برسانند کاهش پیدا می کند. به این نکته توجه کنید که دو بازی قبلی پرسپولیس با دو هافبک دفاعی بازی می کرد و شیفت شدن این دو هافبک به سمت مدافعان خود در راست و چپ باعث ایجاد لوزی های تهاجمی می شد که با سرعت بالای خط حمله فضای مناسب را در اختیار این تیم قرار می داد.

پرسپولیس در این مسابقه از همین ناحیه ضربه خورد. تیم از نظر ساختاری تعادل داشت، اما در بسیاری از انتقال ها نفرات کافی برای حمله سریع به عمق و کناره ها حاضر نبودند. از سبک و سیاق بازی تراکتور هم نباید به سادگی گذشت که با چینش خاصی توانست بلاک های زیادی را در برابر پرسپولیس ایجاد کند و لایه به لایه دفاع را شکل دهد. به همین دلیل، انتقال های هجومی پرسپولیس در مقایسه با دو بازی گذشته کم تعدادتر و کم خطرتر بود.

پاس خط شکن بود، اما تداوم نداشت

پرسپولیس چند بار توانست با پاس های عمقی و خط شکن، یک یا حتی دو خط تراکتور را پشت سر بگذارد. این نکته مهمی است، زیرا نشان می دهد راه عبور از ساختار دفاعی تراکتور وجود داشت. مشکل، نبودن این راه حل نبود؛ تداوم نداشتن آن بود.

مقابل تیمی که فضا نمی دهد، گردش توپ زمانی مؤثر است که بتواند بلوک دفاعی را جابجا کند. برای رسیدن به این هدف یا باید سرعت انتقال توپ افزایش پیدا کند یا حرکت بدون توپ به اندازه ای باشد که مدافعان را از موقعیت خود خارج کند.

زاویه بدن بازیکنانی که در راس لوزی ها و مثلث ها قرار دارند و چرخش به سمت دروازه حریف در این نوع بازی ها بسیار اهمیت دارد کاری که علی علیپور و بیفوما و بازیکنان روبه جلو پرسپولیس نتوانستند انجام دهند. پرسپولیس در این مسابقه به اندازه کافی موفق به ایجاد این دو اتفاق پشت سر هم نشد.در نتیجه، بخشی از گردش توپ به پاس های افقی و کم خطر محدود شد؛ پاس هایی که به جای شکستن ساختار تراکتور، به این تیم فرصت می داد دوباره آرایش خود را تنظیم کند. به زبان ساده تر، پرسپولیس توپ را می چرخاند، اما تراکتور را نمی چرخاند و تکان نمی داد.

شعاع حرکتی کوتاه تر؛ مشکل مشترک دو تیم

یکی از نکات قابل توجه این مسابقه، تأثیر فضای محدود بر رفتار بازیکنان دو تیم بود. وقتی خطوط و بازیکنان به یکدیگر نزدیک می شوند، شعاع حرکتی بازیکنان نیز کاهش پیدا می کند. بازیکن صاحب توپ دیگر چندین گزینه در زوایای مختلف ندارد و مجبور است با تعداد لمس کمتر و زمان تصمیم گیری کوتاه تر عمل کند. این موضوع در بازی تراکتور نیز دیده شد. تیم نکونام در بسیاری از لحظات فضای کافی برای شکل دادن به ترکیب های کوتاه و پاسکاری روان نداشت و همین مسئله باعث شد تعدادی از پاس ها با دقت کمتری ارسال شوند و توپ بیشتر از حالت معمول لو برود. تفاوت تراکتور با پرسپولیس اما این بود که این تیم الزاماً نیاز نداشت مالکیت را در اختیار بگیرد. هدف اصلی، محدود کردن فضا و کنترل خطر بود.

در چنین شرایطی یک چرخه شکل می گیرد: فضای کمتر، زمان کمتر، گزینه های کمتر و در نهایت تصمیم های دشوارتر. به همین دلیل، کیفیت فنی بازی نیز تحت تأثیر قرار گرفت. بازی بیشتر جنگ فضا بود تا جنگ مالکیت شاید بتوان نیمه اول را با یک جمله توصیف کرد: این مسابقه بیشتر جنگ بر سر فضا بود تا جنگ بر سر مالکیت. پرسپولیس تمایل به بازی با توپ داشت، اما تراکتور تلاش می کرد فضای بازی با توپ را از این تیم بگیرد. به همین دلیل، مسابقه برخلاف دو بازی نخست پرسپولیس ریتم مداومی پیدا نکرد. پرسپولیس نتوانست مالکیت خود را به پیشروی مستمر تبدیل کند و تراکتور نیز تمایلی به باز کردن بازی و ایجاد فضای زیاد نداشت.

در نتیجه، مسابقه به سمت یک بازی کم موقعیت و محتاطانه رفت؛ مسابقه ای که در آن هر دو تیم می دانستند یک اشتباه می تواند تمام معادلات را تغییر دهد.

تغییر تارتار در نیمه دوم

ایجاد یک خط دفاعی سه نفره با تغییرات در ترکیب پرسپولیس نشان از تفکرات محتاط کادرفنی این تیم داشت. این تغییر را نمی توان صرفاً یک تصمیم برای هجومی تر شدن دانست. در شرایطی که بازی بدون گل بود، تارتار باید همزمان امنیت دفاعی و امکان افزایش نفرات در فاز حمله را مدیریت می کرد.

بازی با سه مدافع این امکان را ایجاد می کند که بازیکنان کناری ارتفاع بیشتری بگیرند و تیم عرض بیشتری در حمله داشته باشد، در حالی که همچنان پوشش دفاعی مناسبی پشت سر آنها وجود دارد. هزینه این تغییرات تا حدودی از میانه نیمه دوم هویدا شد.در بخش هایی از نیمه دوم، به نظر می رسید کنترل جریان بازی کمی از دست پرسپولیس خارج شده و تراکتور فرصت بیشتری برای پیشروی پیدا کرده است. به عبارت دیگر، تغییرات تارتار اگرچه به حفظ ساختار تیم کمک کرد، اما کاملاً به سود پرسپولیس نبود.

این البته به معنای اشتباه بودن تصمیم تارتار نیست. تا دقیقه 90 پرسپولیس گل نخورده بود و اگر اشتباه ایری رخ نمی داد، تارتار می توانست با یک امتیاز از یک بازی بزرگ خارج شود. بنابراین قضاوت منصفانه این نیست که بگوییم «تغییرات تارتار باعث شکست شد». دقیق تر آن است که بگوییم تغییرات نیمه دوم بخشی از کنترل پرسپولیس بر جریان بازی را کاهش و به تراکتور اجازه داد سهم بیشتری از مسابقه را در اختیار بگیرد.

رفتار پرسپولیس تا دقایق پایانی نشان می داد که تارتار به حفظ تعادل و نباختن اهمیت زیادی می دهد؛ موضوعی که در یک بازی بزرگ و مقابل تراکتور قابل درک است. پرسپولیس تا دقیقه 90 ساختار دفاعی خود را حفظ کرد و اجازه نداد تراکتور به شکل مداوم به دروازه اش نزدیک شود. واقعیت اما این است که پرسپولیس به اندازه کافی در این بازی ریسک بردن نکرد. آنها مرکز زمین را تا حد زیادی حفظ کردند، اما برای تبدیل این کنترل به برتری هجومی، نفرات کافی را به خط آخر اضافه نکردند. پاس های خط شکن وجود داشت، اما تعدادشان کم بود و انتقال های سریع نیز مانند دو بازی قبلی با برتری عددی همراه نبود.

اشتباه ایری؛ پایان یک بازی بسته

در نهایت، مسابقه با اشتباه دانیال ایری در دقیقه پایانی تغییر و تراکتور از این اشتباه استفاده کرد و به گل رسید. برای یک مدافع جوان، چنین اشتباهی می تواند بسیار سنگین باشد، به خصوص در مسابقه ای که تا آن لحظه هیچ تیمی نتوانسته بود قفل بازی را باز کند اما نباید تمام عملکرد پرسپولیس را به اشتباه ایری تقلیل داد. ایری عامل مستقیم گل بود، اما اینکه چرا پرسپولیس نتوانست پیش از آن گل بزند، مسئله ای جداست. به بیان دقیق تر ایری گل را به تراکتور هدیه کرد، اما پرسپولیس در طول مسابقه نتوانست بازی را به اندازه کافی به سمت گل زدن ببرد. هر دو گزاره می توانند همزمان درست باشند.

شکست پرسپولیس را نمی توان فقط با یک اشتباه فردی توضیح داد؛ همان طور که نمی توان آن را یک شکست کامل تاکتیکی برای تارتار دانست. پرسپولیس تا دقیقه 90 توانست ساختار خود را حفظ کند، مرکز زمین را از دست ندهد و اجازه ندهد تراکتور بازی را به یک مسابقه کاملاً یک طرفه تبدیل کند. این بخش از کار تارتار قابل دفاع است اما در سوی دیگر، پرسپولیس نتوانست مالکیت را مانند دو بازی گذشته به ریتم و موقعیت تبدیل کند. تراکتور با کاهش فضا، کوتاه کردن شعاع حرکتی بازیکنان و کم کردن زمان تصمیم گیری، کیفیت گردش توپ پرسپولیس را پایین آورد.

پرسپولیس در چنین شرایطی به پاس های خط شکن بیشتری، حرکت بدون توپ متنوع تر و تعداد نفرات بیشتری در لحظه انتقال نیاز داشت. در نهایت، یک اشتباه فردی همه چیز را تغییر داد. پرسپولیس توانست بازی را تا دقیقه 90 کنترل کند، اما نتوانست آن را به اندازه کافی پیش ببرد؛ تراکتور هم بازی را در اختیار نگرفت، ولی اجازه نداد پرسپولیس آن را در اختیار بگیرد. در مسابقه ای که جنگ اصلی بر سر فضا بود، یک اشتباه در آخرین دقیقه کافی بود تا برنده را مشخص کند.

نظرات

captcha